tight assed


(زننده - خودمانی - رفتار و غیره) خشک و مقرراتی، خشک و رسمی

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( رفتاری – رایج ترین ) مقید، خشک، سخت گیر، منعطف نبودن
• ( رفتاری – عامیانه ) خسیس ( در رفتار، نه پول ) – روحیه ی تنگ
• ( مالی – کمتر رایج ) خسیس، پول چسب ( مشابه tight - fisted )
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
( رفتار خشک و مقید )
"My boss is so tight - assed that he won't even let us have a casual dress day. "
رئیسم انقدر خشک و مقیده که حتی یک روز لباس غیررسمی هم به ما نمی دهد.
( سخت گیری بی مورد )
"Why are you being so tight - assed about the schedule? It's okay if we're five minutes late. "
چرا انقدر روی زمان سخت گیری می کنی؟ اگر پنج دقیقه دیر کنیم اشکالی ندارد.
( خسیس )
"He drives an old car, lives in a tiny apartment, and never goes out – he's tight - assed with money. "
ماشین قدیمی سوار می شود، در آپارتمان کوچکی زندگی می کند و هیچوقت بیرون نمی رود – از نظر پول خیلی خسیس است.
( الگوهای رفتاری )
"Tight - assed people often miss out on spontaneous fun. "
آدم های خشک و مقید اغلب لذت تفریحات خودجوش را از دست می دهند.

( زننده - خودمانی - رفتار و غیره ) خشک و مقرراتی