آنقدر کسی را سرگرم کردن یا جذب کردن که فرد نتواند جای خود را ترک کند یا از جا بلند شود ( معمولاً به خاطر خواندن یک کتاب جذاب، تماشای یک فیلم یا شنیدن ماجرایی جالب ) .
مثال؛
۱. The mystery novel was so thrilling that it tied me to my chair until I finished the last page.
... [مشاهده متن کامل]
رمان معمایی آنقدر هیجان انگیز بود که تا زمانی که آخرین صفحه را تمام نکردم، مرا پای خود میخکوب کرد.
۲. His speech was so engaging that it tied the entire audience to their chairs.
سخنرانی او آنقدر جذاب بود که تمام مخاطبان را میخکوب کرد.
۳. I wanted to go out, but the exciting football match tied me to my chair for two hours.
می خواستم بروم بیرون، اما فوتبال هیجان انگیز مرا برای دو ساعت پای خود نشاند
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
رمان معمایی آنقدر هیجان انگیز بود که تا زمانی که آخرین صفحه را تمام نکردم، مرا پای خود میخکوب کرد.
سخنرانی او آنقدر جذاب بود که تمام مخاطبان را میخکوب کرد.
می خواستم بروم بیرون، اما فوتبال هیجان انگیز مرا برای دو ساعت پای خود نشاند