عصبانی کردن
کفری کردن
حرص دادن
کفری کردن
حرص دادن
🔸 معادل فارسی ( بر اساس دو معنای اصلی ) :
• ( آمریکایی – رایج تر ) عصبانی کردن، کلافه کردن
• ( بریتانیایی – رسمی تر ) مؤاخذه کردن، گوش مالی دادن، توبیخ کردن
🔸 مثال ها:
( آمریکایی – عصبانیت ) It ticks me off when drivers cut me off in traffic.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی راننده ها جلوی من را در ترافیک می بندند، اعصابم خرد می شود.
( آمریکایی – محاوره ) Don't tick her off – she's already in a bad mood.
اعصابش را خرد نکن – حالا حالش گرفته است.
( بریتانیایی – توبیخ ) He was ticked off by his boss for being late three times.
توسط رئیسش به خاطر سه بار دیر آمدن توبیخ شد.
• ( آمریکایی – رایج تر ) عصبانی کردن، کلافه کردن
• ( بریتانیایی – رسمی تر ) مؤاخذه کردن، گوش مالی دادن، توبیخ کردن
🔸 مثال ها:
( آمریکایی – عصبانیت ) It ticks me off when drivers cut me off in traffic.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی راننده ها جلوی من را در ترافیک می بندند، اعصابم خرد می شود.
( آمریکایی – محاوره ) Don't tick her off – she's already in a bad mood.
اعصابش را خرد نکن – حالا حالش گرفته است.
( بریتانیایی – توبیخ ) He was ticked off by his boss for being late three times.
توسط رئیسش به خاطر سه بار دیر آمدن توبیخ شد.