throw something on

پیشنهاد کاربران

1 - سریع لباس پوشیدن بدون دقت یا تلاش زیاد.
2 - عجولانه آماده کردن یا گذاشتن چیزی، مانند غذا یا وسیله، اغلب به صورت برنامه ریزی نشده.
مترادف: slip on, toss on, put on quickly
مثال؛
I was running late, so I just threw on some jeans and a t - shirt.
...
[مشاهده متن کامل]

Let me throw something on the grill for dinner while we chat.

بپرس