یه لطف کوچک به کسی کردن
یه امتیاز یا توجه جزئی دادن ( وقتی انتظار بیشتری داشته )
یه چیزی برای راضی کردن موقت دادن
🐶از این ایده میاد که به سگ یه �استخون� بندازی تا ساکت بشه یا مشغول بشه.
یعنی یه چیز کوچیک میدی که طرف فعلاً راضی بشه. مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
The boss finally threw us a bone and gave us a small bonus.
رئیس بالاخره یه لطف کوچیک کرد و یه پاداش کم داد.
Can you throw me a bone and give me a hint?
میشه یه کم کمکم کنی و یه سرنخ بدی؟
یه امتیاز یا توجه جزئی دادن ( وقتی انتظار بیشتری داشته )
یه چیزی برای راضی کردن موقت دادن
🐶از این ایده میاد که به سگ یه �استخون� بندازی تا ساکت بشه یا مشغول بشه.
یعنی یه چیز کوچیک میدی که طرف فعلاً راضی بشه. مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
رئیس بالاخره یه لطف کوچیک کرد و یه پاداش کم داد.
میشه یه کم کمکم کنی و یه سرنخ بدی؟
✍️ لطف کردن یا امتیاز کوچک به کسی دادن، اغلب برای خوشحال یا راضی نگه داشتن او.
👇مترادف؛
... [مشاهده متن کامل]
👇مثال؛