throw out the baby with the water

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• چیز خوب را همراه با چیز بد دور انداختن
• به دلیل یک اشتباه کوچک، کل یک پروژه یا رابطه را خراب کردن
🔸 مثال :
"Firing the entire sales team because of one bad quarter is throwing out the baby with the bathwater. "
...
[مشاهده متن کامل]

اخراج کل تیم فروش به خاطر یک سه ماهه بد، یعنی به خاطر یک مشکل کوچک، همه را از دست دادن.
"Just because he forgot your birthday doesn't mean you should break up with him. Don't throw out the baby with the bathwater. "
فقط به خاطر اینکه تولدت را فراموش کرد، نباید با او قطع رابطه کنی. با یک اشتباه، همه چیز را از دست نده.
"Removing all legacy software without a replacement plan is throwing out the baby with the bathwater. "
حذف تمام نرم افزارهای قدیمی بدون یک طرح جایگزین، یعنی چیز خوب را با بد دور انداختن.
"The new edition of the book removed some controversial chapters but also cut essential content. The editor threw out the baby with the bathwater. "
نسخه جدید کتاب چند فصل جنجالی را حذف کرد اما محتوای ضروری را نیز حذف نمود. ویراستار با حذف چیزهای بد، چیزهای خوب را هم از دست داد.