🔸 معادل فارسی:
• ( عاشقانه ) به کسی التماس عشق کردن
• ( عمومی ) با اشتیاق بیش از حد به کسی نزدیک شدن
• ( فیزیکی ) خود را به سمت کسی پرت کردن ( برای محافظت یا حمله )
🔸 مثال ها:
"She threw herself at every man at the office, and everyone laughed behind her back. "
... [مشاهده متن کامل]
او به هر مردی در اداره اظهار عشق می کرد و همه پشت سرش می خندیدند.
"The mother threw herself at her child to shield him from the blast. "
مادر خود را به سمت فرزندش پرت کرد تا او را از انفجار محافظت کند.
"He threw himself at the senior manager, offering to do all the unpleasant tasks. "
او خود را به مدیر ارشد تحمیل کرد و پیشنهاد داد تمام کارهای ناخوشایند را انجام دهد.
"Don't throw yourself at him. If he's interested, he'll make the first move. "
خودت را به او تحمیل نکن. اگر علاقه داشته باشد، اولین قدم را خودش برمی دارد.
• ( عاشقانه ) به کسی التماس عشق کردن
• ( عمومی ) با اشتیاق بیش از حد به کسی نزدیک شدن
• ( فیزیکی ) خود را به سمت کسی پرت کردن ( برای محافظت یا حمله )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او به هر مردی در اداره اظهار عشق می کرد و همه پشت سرش می خندیدند.
مادر خود را به سمت فرزندش پرت کرد تا او را از انفجار محافظت کند.
او خود را به مدیر ارشد تحمیل کرد و پیشنهاد داد تمام کارهای ناخوشایند را انجام دهد.
خودت را به او تحمیل نکن. اگر علاقه داشته باشد، اولین قدم را خودش برمی دارد.
خود را به کسی تحمیل کردن