🔸 معادل فارسی:
از چیزی یا کسی حمایت جدی کردن / پشت کسی درآمدن / تمام قدرت و نفوذ خود را صرف حمایت کردن
در زبان محاوره ای:
پشتش دراومد، حسابی حمایتش کرد، همه زورشو گذاشت پشت قضیه
🔸 تعریف ها:
... [مشاهده متن کامل]
1. ( سیاسی – اجتماعی ) :
استفاده از نفوذ، قدرت یا اعتبار شخصی برای حمایت از یک فرد، ایده، کمپین یا پروژه
مثال:
The senator threw his weight behind the education reform bill.
سناتور تمام حمایت خودش رو پشت لایحه ی اصلاح آموزش گذاشت.
2. ( رسانه ای – عمومی ) :
وقتی یک نهاد، شرکت یا چهره ی شناخته شده از چیزی حمایت علنی و قدرتمند می کنه
مثال:
The company threw its weight behind renewable energy initiatives.
شرکت تمام قدرتش رو پشت طرح های انرژی تجدیدپذیر گذاشت.
3. ( شخصی – انگیزشی ) :
در زندگی روزمره، وقتی کسی با تمام وجود از تصمیم یا فردی حمایت می کنه
مثال:
She threw her weight behind her friend’s startup.
اون با تمام وجود از استارتاپ دوستش حمایت کرد.
🔸 مترادف ها:
support strongly – back up – endorse – advocate – get behind – put one’s influence behind
از چیزی یا کسی حمایت جدی کردن / پشت کسی درآمدن / تمام قدرت و نفوذ خود را صرف حمایت کردن
در زبان محاوره ای:
پشتش دراومد، حسابی حمایتش کرد، همه زورشو گذاشت پشت قضیه
🔸 تعریف ها:
... [مشاهده متن کامل]
1. ( سیاسی – اجتماعی ) :
استفاده از نفوذ، قدرت یا اعتبار شخصی برای حمایت از یک فرد، ایده، کمپین یا پروژه
مثال:
سناتور تمام حمایت خودش رو پشت لایحه ی اصلاح آموزش گذاشت.
2. ( رسانه ای – عمومی ) :
وقتی یک نهاد، شرکت یا چهره ی شناخته شده از چیزی حمایت علنی و قدرتمند می کنه
مثال:
شرکت تمام قدرتش رو پشت طرح های انرژی تجدیدپذیر گذاشت.
3. ( شخصی – انگیزشی ) :
در زندگی روزمره، وقتی کسی با تمام وجود از تصمیم یا فردی حمایت می کنه
مثال:
اون با تمام وجود از استارتاپ دوستش حمایت کرد.
🔸 مترادف ها: