دیکشنری
مترجم
بپرس
throw into disarray
پیشنهاد کاربران
چیزی را دچار آشفتگی کردن
نظم چیزی را به هم ریختن
چیزی را کاملاً به هم زدن / مختل کردن
+ عکس و لینک