🔸 معادل فارسی:
• مهمانی یا جشنی برای کسی برپا کردن
• دور هم جمع شدن برای کسی
• برگزار کردن جشن تولد ( یا هر جشن دیگری ) برای شخصی
🔸 مثال ها:
"The birthday parties we've thrown for him over the years have always been special. "
... [مشاهده متن کامل]
جشن های تولدی که سال هاست برایش گرفته ایم همیشه خاص بوده اند.
"My best friend threw me a huge party for my 30th birthday. "
بهترین دوستم برای تولد ۳۰ سالگی ام یک مهمانی بزرگ برایم گرفت.
"They threw a farewell party for their boss who was retiring. "
آنها برای رئیسی که بازنشسته می شد، یک مهمانی خداحافظی گرفتند.
• مهمانی یا جشنی برای کسی برپا کردن
• دور هم جمع شدن برای کسی
• برگزار کردن جشن تولد ( یا هر جشن دیگری ) برای شخصی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
جشن های تولدی که سال هاست برایش گرفته ایم همیشه خاص بوده اند.
بهترین دوستم برای تولد ۳۰ سالگی ام یک مهمانی بزرگ برایم گرفت.
آنها برای رئیسی که بازنشسته می شد، یک مهمانی خداحافظی گرفتند.