۱. قشقرق به پا کردن شدید ( عبارت فعلی ) ( ترجمه رایج در زبان فارسی )
The toddler began to throw fierce tantrums every time he was denied a toy.
۲. کج خلقی های تند و عصبی نشان دادن ( عبارت فعلی )
... [مشاهده متن کامل]
She was known to throw fierce tantrums when things didn't go her way.
۳. کولی بازی درآوردن ( عبارت فعلی - اصطلاح عامیانه )
Stop throwing fierce tantrums like a spoiled child and act your age.
۴. از کوره در رفتن به شکل جنون آمیز ( عبارت فعلی )
The athlete would throw fierce tantrums after losing a match.
۵. طغیان کردن از روی خشم و هیاهو ( عبارت فعلی )
His tendency to throw fierce tantrums made it difficult for his coworkers to speak with him.
توضیح:
این اصطلاح به واکنش های عاطفیِ ناگهانی، شدید و اغلب کنترل نشده ای اشاره دارد که با داد و فریاد، گریه، یا حتی رفتارهای فیزیکی ( مانند روی زمین کوبیدن پا ) همراه است. اگرچه این رفتار معمولاً در کودکان برای ابراز سرخوردگی و خشم دیده می شود، اما از این عبارت برای توصیف بزرگسالانی که توانایی مدیریت احساسات خود را ندارند و رفتارهای غیرمنطقی و پرخاشگرانه نشان می دهند نیز استفاده می شود. واژه "fierce" در اینجا بر شدت و خشونتِ این طغیان تأکید دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط:
Pitch a fit / Have a meltdown / Blow a fuse / Fly into a rage / Hissy fit / Blow up / Lose one’s cool / Outburst / Temper tantrum / Rage - quit / Freak out / Snap / Have a cow
۲. کج خلقی های تند و عصبی نشان دادن ( عبارت فعلی )
... [مشاهده متن کامل]
۳. کولی بازی درآوردن ( عبارت فعلی - اصطلاح عامیانه )
۴. از کوره در رفتن به شکل جنون آمیز ( عبارت فعلی )
۵. طغیان کردن از روی خشم و هیاهو ( عبارت فعلی )
توضیح:
این اصطلاح به واکنش های عاطفیِ ناگهانی، شدید و اغلب کنترل نشده ای اشاره دارد که با داد و فریاد، گریه، یا حتی رفتارهای فیزیکی ( مانند روی زمین کوبیدن پا ) همراه است. اگرچه این رفتار معمولاً در کودکان برای ابراز سرخوردگی و خشم دیده می شود، اما از این عبارت برای توصیف بزرگسالانی که توانایی مدیریت احساسات خود را ندارند و رفتارهای غیرمنطقی و پرخاشگرانه نشان می دهند نیز استفاده می شود. واژه "fierce" در اینجا بر شدت و خشونتِ این طغیان تأکید دارد.
کلمات و اصطلاحات مرتبط: