معادل فارسی:
اصلی: پرت کردن به سمت/نزدیک
محاوره ای ( گفتار ) : حرفی رو انداختن، یواشکی اشاره کردن
ورزشی: پاس دادن ( با دقت کمتر ) ، رسوندن
مثال:
He threw the keys by me onto the couch.
... [مشاهده متن کامل]
او کلیدها را به سمت من ( رو به مبل ) پرت کرد.
She threw by a comment about the weather.
او یواشکی حرفی درباره هوا زد.
The boss just threw my suggestion by.
رئیس فقط پیشنهاد من را کنار گذاشت/بهش اعتنا نکرد.
The quarterback threw the ball by the receiver, and it was intercepted.
کوارتربک توپ را به سمت دریافتکننده پرت کرد ( اما دقیق نبود ) و حریف آن را گرفت.
اصلی: پرت کردن به سمت/نزدیک
محاوره ای ( گفتار ) : حرفی رو انداختن، یواشکی اشاره کردن
ورزشی: پاس دادن ( با دقت کمتر ) ، رسوندن
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
او کلیدها را به سمت من ( رو به مبل ) پرت کرد.
او یواشکی حرفی درباره هوا زد.
رئیس فقط پیشنهاد من را کنار گذاشت/بهش اعتنا نکرد.
کوارتربک توپ را به سمت دریافتکننده پرت کرد ( اما دقیق نبود ) و حریف آن را گرفت.
کنار گذاشتن
به عنوان چیزی بی ارزش و غیر ضروری دور انداختن
به عنوان چیزی بی ارزش و غیر ضروری دور انداختن