throw a mindfuck

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• یه چیز عجیب غریب که ذهن رو به هم می ریزه
• ذهن رو گند زدن ( بسیار عامیانه )
• ( مودبانه ) ایجاد شوک یا سردرگمی شدید ذهنی کردن
• فریب بزرگ ذهنی دادن
🔸 مثال ها:
( فیلم ) The ending of that horror movie threw a total mindfuck – I still don't get it.
...
[مشاهده متن کامل]

پایان آن فیلم ترسناک واقعاً ذهن را گند زد – هنوز نفهمیدمش.
( فریب ) After months of manipulation, she realized he had thrown a mindfuck at her.
بعد از ماهها دستکاری، فهمید که او به ذهنش حمله ی فریبکارانه کرده.
( علم ) Quantum physics throws a mindfuck at everything we thought we knew.
فیزیک کوانتوم همه چیزی که فکر می کردیم می دانیم را به هم می ریزد.
( محاوره ) Don't throw a mindfuck at me; just tell me the truth.
من فریب ذهنی نده؛ فقط حقیقت رو بگو.