through it all

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• Through it all, she never lost hope.
با وجود همه ی سختی ها، او هرگز امیدش را از دست نداد.
• He stood by her through it all.
او در تمام آن ماجراها کنارش ماند.
• Through it all, they remained friends.
...
[مشاهده متن کامل]

در میان همه ی فراز و نشیب ها، آن ها دوست ماندند.
• The team kept fighting through it all.
تیم با وجود همه چیز به جنگیدن ادامه داد.
• Through it all, music was his only comfort.
در طول همه ی آن روزها، موسیقی تنها تسلی اش بود.

از هرچی که بگذریم، از این موضوع نمیشه چشم پوشی کرد که. . - گذشته از هر چیز این مطلب را نمی توان نادیدیه گرفت که. .
سوای همه چیز ( سختی ها/شرایط/خوبی ها/بدی ها/وغیره )