thorn in one's flesh
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• خار در چشم بودن، مایه دردسر و آزار بودن
• منبع مزاحمت دائمی، عاملی برای عذاب و ناراحتی
• کسی یا چیزی که مدام اعصاب خرد می کند ( با نابودی آن، مشکل حل نمی شود )
🔸 توضیح کامل:
... [مشاهده متن کامل]
Thorn in one's flesh ( گاهی به صورت "thorn in one's side" ) اصطلاحی است ریشه گرفته از عهد جدید ( انجیل ) . در دوم قرنتیان، پولس رسول از �خار در بدن� ( thorn in the flesh ) یاد می کند ( ۱۲:۷ ) که به عنوان رسول شیطان برای آزار او فرستاده شده است. تفسیرهای مختلفی از آن شده: بیماری، آزارگران، یا ضعف روحی.
🔸 مثال ها:
"The corrupt official has been a thorn in the flesh of the reform movement for years. "
آن مقام فاسد سال هاست که خار در چشم جنبش اصلاح طلبی بوده است.
"Her constant criticism is a thorn in my flesh, but I can't get rid of her because she's my partner. "
انتقادهای مداومش مایه دردسر و آزار است، اما چون شریکم است نمی توانم از شرش خلاص شوم.
"The unresolved border dispute has been a thorn in the flesh of the two neighboring countries for decades. "
مناقشه حل نشده مرزی دهه هاست که منبع مزاحمت دائمی دو کشور همسایه بوده است.
• خار در چشم بودن، مایه دردسر و آزار بودن
• منبع مزاحمت دائمی، عاملی برای عذاب و ناراحتی
• کسی یا چیزی که مدام اعصاب خرد می کند ( با نابودی آن، مشکل حل نمی شود )
🔸 توضیح کامل:
... [مشاهده متن کامل]
Thorn in one's flesh ( گاهی به صورت "thorn in one's side" ) اصطلاحی است ریشه گرفته از عهد جدید ( انجیل ) . در دوم قرنتیان، پولس رسول از �خار در بدن� ( thorn in the flesh ) یاد می کند ( ۱۲:۷ ) که به عنوان رسول شیطان برای آزار او فرستاده شده است. تفسیرهای مختلفی از آن شده: بیماری، آزارگران، یا ضعف روحی.
🔸 مثال ها:
آن مقام فاسد سال هاست که خار در چشم جنبش اصلاح طلبی بوده است.
انتقادهای مداومش مایه دردسر و آزار است، اما چون شریکم است نمی توانم از شرش خلاص شوم.
مناقشه حل نشده مرزی دهه هاست که منبع مزاحمت دائمی دو کشور همسایه بوده است.
خار چشم کسی
موی دماغ کسی
مایه دردسر کسی
موی دماغ کسی
مایه دردسر کسی