thirty

/ˈθɜːrti//ˈθɜːti/

معنی: عدد سی، سیم، سی
معانی دیگر: سی (تا)، عدد یا شماره ی سی (30)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: thirties
(1) تعریف: the number represented by the Arabic numeral 30 and by the Roman numeral XXX.

(2) تعریف: the product of multiplying ten times three.

(3) تعریف: (pl.) the period of years from 1930 through 1939.

(4) تعریف: (pl.) the period in one's life from age thirty through age thirty-nine.
صفت ( adjective )
• : تعریف: being thirty in number.

جمله های نمونه

1. thirty = xxx
سی = xxx

2. thirty days hath september
سپتامبر سی روز دارد.

3. thirty is my lucky number
عدد سی برای من آمد دارد.

4. thirty odd
سی چهل تا،سی و چند،سی و اندی

5. thirty people were killed in the violence
در آن آشوب سی نفر کشته شدند.

6. after thirty years of travail he finished the shahnameh
پس از سی سال زحمت شاهنامه را تمام کرد.

7. only thirty percent of that country's people are covered by health insurance
فقط سی درصد مردم آن کشور از پوشش بیمه ی درمانی برخوردارند.

8. she swam thirty laps
او سی بار طول استخر را شنا کرد.

9. there were thirty entrants for the beauty contest
مسابقه ی زیبایی سی شرکت کننده داشت.

10. he reigned for thirty years
او سی سال سلطنت کرد.

11. my father wrote thirty books altogether
پدرم جمعا سی کتاب نوشت.

12. the japanese captured thirty percent of the country's market
ژاپنی ها سی درصد بازار کشور را به دست آوردند.

13. there's room for thirty people at the outside
حداکثر برای سی نفر جا هست.

14. this class has thirty pupils
این کلاس سی دانش آموز دارد.

15. a discus toss of thirty meters
پرتاب دیسک به فاصله ی سی متر

16. even though he is thirty years old, he is still clinging to his parents
با آنکه سی سال دارد هنوز به والدینش چسبیده است.

17. the london-paris hop took thirty minutes
پرواز لندن - پاریس سی دقیقه طول کشید.

18. the airplane will arrive in thirty minutes
هواپیما سی دقیقه ی دیگر می رسد.

19. a reunion of my classmates after thirty years
بازدیدار همکلاسی های من پس از سی سال

20. i served them for nigh on thirty years
حدود سی سال برای آنها کار کردم.

21. i throttled the car down to thirty miles an hour
سرعت اتومبیل رابه سی مایل در ساعت کاهش دادم.

22. much did i suffer in these thirty years
بسی رنج بردم در این سال سی. . .

23. much did i toil in these thirty years. . .
بسی رنج بردم در این سال سی. . .

24. the land has a frontage of thirty meters
زمین سی متر بر خیابان دارد.

25. this airplane has a wingspan of thirty meters
بال رس این هواپیما سی متر است.

26. this bus has a capacity of thirty passengers
این اتوبوس گنجایش سی سرنشین را دارد.

27. i have been with this company for thirty years
سی سال است که در این شرکت کار می کنم.

28. to atone for his sins, he fasted for thirty days
به کفاره ی گناهانش سی روز روزه گرفت.

29. the bill carried by a vote of ninety to thirty
لایحه با رای نود به سی تصویب شد.

30. He set the fuse to thirty minutes.
[ترجمه ترگمان]او فیوز را تا سی دقیقه تنظیم کرد
[ترجمه گوگل]فیوز را تا سی دقیقه تنظیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عدد سی (اسم)
thirty

سیم ()
third, thirty

سی ()
thirty

تخصصی

[ریاضیات] سی

به انگلیسی

• number 30
being 30 in number
thirty is the number 30.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما