🔸 تعریف ها:
1. ( ادبی – اصلی/شکسپیری ) : عبارت کهن به معنای �خودت� یا �شخص تو� با تأکید بیشتر.
مثال: "To thine own self be true. " – Hamlet
با خودِ خویش صادق باش. – هملت
2. ( فلسفی – اخلاقی ) : اشاره به اصالت، هویت و صداقت با خویشتن.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: Knowing thine own self is the beginning of wisdom.
شناخت خویشتن، آغاز خرد است.
3 ( مذهبی/معنوی – خودشناسی ) : دعوت به درون نگری و آگاهی از نفس.
مثال: Look within, for thine own self is thy true guide.
به درون بنگر، که خویشتن تو راهنمای حقیقی ات است.
1. ( ادبی – اصلی/شکسپیری ) : عبارت کهن به معنای �خودت� یا �شخص تو� با تأکید بیشتر.
مثال: "To thine own self be true. " – Hamlet
با خودِ خویش صادق باش. – هملت
2. ( فلسفی – اخلاقی ) : اشاره به اصالت، هویت و صداقت با خویشتن.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: Knowing thine own self is the beginning of wisdom.
شناخت خویشتن، آغاز خرد است.
3 ( مذهبی/معنوی – خودشناسی ) : دعوت به درون نگری و آگاهی از نفس.
مثال: Look within, for thine own self is thy true guide.
به درون بنگر، که خویشتن تو راهنمای حقیقی ات است.