thermodynamic

/ˌθɜːrmoʊdaɪˈnæmɪks//ˌθɜːməʊdaɪˈnæmɪks/

معنی: وابسته بعلم ترمودینامیک، دماپویا
معانی دیگر: وابسته به ترمودینامیک، ترمودینامیکی، گرما پویایی

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: thermodynamical (adj.), thermodynamically (adv.)
(1) تعریف: of or concerning thermodynamics.

(2) تعریف: utilizing or creating heat.

جمله های نمونه

1. It must have reached thermodynamic equilibrium over the years, and represents the most stable state for this composition.
[ترجمه گوگل]باید در طول سالها به تعادل ترمودینامیکی رسیده باشد و پایدارترین حالت را برای این ترکیب نشان می دهد
[ترجمه ترگمان]آن باید در طول سال ها به تعادل ترمودینامیکی برسد و پایدارترین حالت برای این ترکیب را نشان دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Thermodynamic entropy draws all chemical reactions down to their minimal energy level.
[ترجمه گوگل]آنتروپی ترمودینامیکی تمام واکنش های شیمیایی را به حداقل سطح انرژی خود می کشاند
[ترجمه ترگمان]آنتروپی ترمودینامیکی تمام واکنش های شیمیایی را به حداقل میزان انرژی خود جلب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The thermodynamic constraints against their transverse diffusion across the bilayer are less that those of membrane proteins.
[ترجمه گوگل]محدودیت های ترمودینامیکی در برابر انتشار عرضی آنها در دو لایه کمتر از پروتئین های غشایی است
[ترجمه ترگمان]محدودیت های ترمودینامیکی بر ضد نفوذ transverse آن ها در عرض دو لایه کم تر از این است که آن پروتئین های غشا سلولی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. However, a strong thermodynamic arrow is necessary for intelligent life to operate.
[ترجمه گوگل]با این حال، یک پیکان ترمودینامیکی قوی برای کارکرد حیات هوشمند ضروری است
[ترجمه ترگمان]با این حال، یک تیر ترمودینامیکی قوی برای زندگی هوشمند لازم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A zero-gravity thermodynamic vent system which is desirable to be used in a cryogenic propellant tank is briefly presented.
[ترجمه گوگل]یک سیستم دریچه ترمودینامیکی با گرانش صفر که مطلوب است در یک مخزن سوخت برودتی استفاده شود به طور خلاصه ارائه شده است
[ترجمه ترگمان]سیستم تخلیه ترمودینامیکی zero - zero که در یک مخزن سوخت برودتی مورد استفاده قرار می گیرد به طور خلاصه ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The standard thermodynamic function of gaseous C84 (Dis also reported here.
[ترجمه گوگل]تابع استاندارد ترمودینامیکی گازی C84 (در اینجا نیز گزارش شده است
[ترجمه ترگمان]تابع ترمودینامیکی استاندارد of گازی (Dis نیز در اینجا گزارش شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The tephigram is a thermodynamic particularly suitable for representing atmospheric processes.
[ترجمه گوگل]تفیگرام یک ترمودینامیکی است که مخصوصاً برای نمایش فرآیندهای جوی مناسب است
[ترجمه ترگمان]The یک ترمودینامیکی برای نمایش فرایندهای اتمسفری یک ترمودینامیکی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Thermodynamic activity - traces acted as the regional metamorphic facies and its belts.
[ترجمه گوگل]فعالیت ترمودینامیکی - آثار به عنوان رخساره های دگرگونی منطقه ای و کمربندهای آن عمل می کنند
[ترجمه ترگمان]فعالیت ترمودینامیکی به عنوان نمودار رخساره های منطقه ای و belts عمل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. High - pressure gas system thermodynamic characters of artillery counter - recoil mechanism in the transient recoil processes were studied.
[ترجمه گوگل]ویژگی‌های ترمودینامیکی سیستم گاز فشار بالا مکانیسم ضد پس‌زن توپخانه در فرآیندهای پس زدن گذرا مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه ترگمان]سیستم ¬ های ترمودینامیکی سیستم گاز پرفشار و مکانیزم counter در فرآیند تخلیه گذرا مورد بررسی قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Initial analysis utilizes thermodynamic and kinetic information to predict alkaline cell performance under low discharge rates.
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل اولیه از اطلاعات ترمودینامیکی و جنبشی برای پیش‌بینی عملکرد سلول قلیایی تحت نرخ‌های تخلیه کم استفاده می‌کند
[ترجمه ترگمان]آنالیز اولیه از اطلاعات ترمودینامیک و سینتیک برای پیش بینی عملکرد پیل شیمیایی تحت نرخ تخلیه پایین استفاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The experimental study on thermodynamic performance of carbon fiber electric heating board for floor panel heating system under the ascending temperature and stable conditions is carried out.
[ترجمه گوگل]مطالعه تجربی عملکرد ترمودینامیکی تخته گرمایش الکتریکی فیبر کربن برای سیستم گرمایش پانل کف تحت دمای صعودی و شرایط پایدار انجام شده است
[ترجمه ترگمان]مطالعه تجربی بر روی عملکرد ترمودینامیکی تخته گرمایش الکتریکی فیبر کربنی برای سیستم گرمایش پنل کف اتاق تحت شرایط بالا و شرایط پایدار انجام می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The method can be used to calculate the thermodynamic properties of the moist combustion gas for any kind of hydrocarbon fuel, any steam injection ratio and any fuel coefficient.
[ترجمه گوگل]از این روش می توان برای محاسبه خواص ترمودینامیکی گاز احتراق مرطوب برای هر نوع سوخت هیدروکربنی، هر نسبت تزریق بخار و هر ضریب سوخت استفاده کرد
[ترجمه ترگمان]این روش می تواند برای محاسبه خواص ترمودینامیکی گاز احتراق مرطوب برای هر نوع سوخت هیدروکربن، هر نسبت تزریق بخار و هر ضریب سوختی مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Based on the thermodynamic model of ideal gas of cosmic strings, the string tension is calculated by the saddle point approximation and the expression of string tension is obtained.
[ترجمه گوگل]بر اساس مدل ترمودینامیکی گاز ایده آل رشته های کیهانی، کشش ریسمان با تقریب نقطه زینی محاسبه شده و بیان کشش ریسمان به دست می آید
[ترجمه ترگمان]براساس مدل ترمودینامیکی گاز ایده آل رشته های کیهانی، تنش رشته ای توسط تخمین نقطه ای زین محاسبه می شود و بیان تنش رشته ای به دست می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The thermodynamic characteristic of the mountain histosols was superior to that of dark-brown soil of hillside, which was beneficial for plant growth and nutrient accumulation.
[ترجمه گوگل]ویژگی ترمودینامیکی هیستوسول های کوهستانی نسبت به خاک قهوه ای تیره دامنه تپه برتری داشت که برای رشد گیاه و تجمع مواد مغذی مفید بود
[ترجمه ترگمان]مشخصه ترمودینامیک of کوهستان نسبت به خاک قهوه ای تیره دامنه کوه، که برای رشد گیاه و انباشت مواد مغذی مفید بود، برتری داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress every day!
[ترجمه گوگل]ای کاش می توانید از فرهنگ لغت جملات آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و هر روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

وابسته به علم ترمودینامیک (صفت)
thermodynamic

دماپویا (صفت)
thermodynamic

تخصصی

[ریاضیات] دماپویا، ترمودینامیک

انگلیسی به انگلیسی

• of thermodynamics, of the study of transforming heat to other forms of energy

پیشنهاد کاربران

📋 دوستان در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم therm ( به صورت thermo هم نوشته می شود )
💢 در زبان انگلیسی از این ریشه به عنوان یک پیشوند استفاده می شود
📌 این ریشه، معادل "heat" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "heat" مربوط هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

📂 مثال:
🔘 thermal: Pertaining to or caused by heat
🔘 thermometer: An instrument that measures heat
🔘 thermostat: A device that regulates heat levels in a system
🔘 thermodynamics: The study of energy laws, especially those governing heat
🔘 thermodynamic: Relating to the behavior of heat in physical systems
🔘 thermochemical: Concerning chemical reactions that involve heat
🔘 thermochemistry: The branch of chemistry that quantifies heat in reactions
🔘 thermos: An insulated container that retains heat
🔘 thermography: The imaging of surfaces based on emitted heat
🔘 thermocouple: A sensor that generates voltage from differences in heat
🔘 thermogenesis: The biological process of generating heat in organisms
🔘 thermogenic: Descriptive of something that produces or enhances heat
🔘 thermoelectric: Pertaining to converting heat directly into electricity
🔘 thermonuclear: Relating to nuclear reactions that release extreme heat
🔘 thermosphere: The atmospheric layer where heat from solar radiation is very high
🔘 thermocline: A layer in a fluid where heat changes rapidly with depth
🔘 thermoplastic: A plastic that becomes pliable when heat is applied
🔘 thermoplasticity: The property of a material to soften under heat
🔘 thermistor: A resistor whose resistance varies with heat
🔘 thermometry: The measurement or quantification of heat
🔘 thermionic: Relating to electron emission induced by heat
🔘 thermotaxis: Movement directed by gradients in heat
🔘 thermoluminescence: Light emission from a substance when exposed to heat
🔘 thermoconductivity: A material’s ability to conduct heat
🔘 thermoregulatory: Pertaining to the control or balance of heat in a system or organism
🔘 thermophile: An organism that thrives in high heat environments
🔘 thermophilic: Descriptive of organisms or processes that favor high heat
🔘 thermopile: A device composed of several thermocouples that converts heat into electrical energy
🔘 thermosyphon: A method of transferring heat through natural convection without a pump
🔘 thermoforming: A manufacturing process where heat is used to shape plastic materials

↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم dyn
📌 این ریشه، معادل "Power" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "Power" مربوط هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

📂 مثال:
🔘 dynamic: Full of energy and power, making someone active
🔘 dynamism: A theory explaining phenomena through an immanent power
🔘 dynamite: A substance used to explode with powerful force
🔘 dynamo: A generator that produces power by rotating a coil between magnets
🔘 dynastic: Related to a family of powerful rulers
🔘 dynasty: A line of powerful rulers from the same family
🔘 aerodynamic: Relating to air's power to affect motion
🔘 electrodynamics: The study of electric power and currents
🔘 thermodynamics: The study of the conversion of energy and power

گرمادینامیک
گرما پویایی
= the area of physics connected with the action of heat and other types of energy

بپرس