🔸 معادل فارسی:
• کاسه ای زیر نیم کاسه است ( با بار منفی )
• تقلب یا کلاهبرداری در کار است
• رابطه پنهانی یا ناپسند ( اغلب جنسی ) در جریان است
• دوز و کلک، حقه بازی، شیطنت ( در بافت کم خطرتر )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"There's some hanky - panky with the company's accounts – money is disappearing. "
یه دوز و کلکی با حساب های شرکت در کار است – پول داره ناپدید می شه.
"I think there was some hanky - panky in the election results. "
فکر کنم توی نتایج انتخابات تقلبی در کار بوده.
"The neighbors suspect there's some hanky - panky going on between the boss and his secretary. "
همسایه ها شک دارند که بین رئیس و منشی اش کاسه ای زیر نیم کاسه است.
• کاسه ای زیر نیم کاسه است ( با بار منفی )
• تقلب یا کلاهبرداری در کار است
• رابطه پنهانی یا ناپسند ( اغلب جنسی ) در جریان است
• دوز و کلک، حقه بازی، شیطنت ( در بافت کم خطرتر )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
یه دوز و کلکی با حساب های شرکت در کار است – پول داره ناپدید می شه.
فکر کنم توی نتایج انتخابات تقلبی در کار بوده.
همسایه ها شک دارند که بین رئیس و منشی اش کاسه ای زیر نیم کاسه است.
کاسه ای زیر نیم کاسه است