there's a downside

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( بیان معایب ) این قضیه یه نقطه ضعف داره، یه مشکلی داره
• ( هشدار ) هر چیزی یه روی سکه داره، این هم بی نقص نیست
• ( مقایسه ) باید معایبش رو هم در نظر گرفت
🔸 مثال ها:

...
[مشاهده متن کامل]

( انتخاب شغل ) Working from home sounds perfect, but there's a downside: loneliness.
کار از خانه عالی به نظر می رسد، اما یه نکته منفی داره: تنهایی.
( فناوری ) AI is helpful, yet there's a downside – it can replace many jobs.
هوش مصنوعی مفید است، اما یه ضرر داره – می تونه جای بسیاری از شغل ها رو بگیره.
( رژیم غذایی ) This diet works fast. There's a downside, though: you'll feel tired for the first week.
این رژیم سریع جواب می دهد. اما یه عیبی داره: هفته اول خسته خواهی بود.
( خرید بزرگ ) Buying a house is a great investment, but there's a downside – you're stuck with mortgage for decades.
خرید خانه سرمایه گذاری عالی ای است، اما یه طرف قضیه – دهه ها درگیر وام مسکن می شوی.