their

/ˈðer//ðeə/

معنی: خودمانی، شان، خودشان، مال ایشان، مال انها
معانی دیگر: مال آنها، - آنها، - شان، - آنان
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: a possessive form of they; of or belonging to those ones already mentioned.

- Did you go to their wedding?
[ترجمه pouya] آیا شما به عروسی آنها رفتید؟
|
[ترجمه Sara] آیا شما به عروسی انها رفتید؟
|
[ترجمه ترگمان] تو به عروسی اونا رفتی؟
[ترجمه گوگل] آیا شما به عروسی خود رفتید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They gave me their address.
[ترجمه من] ان ها ادرس خودشان را به من دادند
|
[ترجمه ترگمان] آدرس هاشون رو بهم دادن
[ترجمه گوگل] آنها آدرس من را به من دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (informal) used to mean "his or her," especially when the person's gender is unknown or unimportant.

- Somebody forgot their umbrella in the classroom.
[ترجمه ترگمان] یک نفر چتر خود را در کلاس فراموش کرده بود
[ترجمه گوگل] کسی چتر خود را در کلاس درس فراموش کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. their abominable disregard of human rights
بی توجهی نفرت انگیز نسبت به حقوق بشر از جانب آنها

2. their action was not offensive to him but proved somewhat disobliging
عمل آنان درنظرش زننده نبود ولی تا اندازه ای باعث ناراحتی او شد.

3. their actions received the public censure of the church
اعمال آنها مورد توبیخ کلیسا قرار گرفت.

4. their agents are trying to subvert our regime
عوامل آنها می کوشند که حکومت ما را فرو بپاشند.

5. their agreement culminated a long series of negotiations
توافق آنان پیامد یک دوره مذاکرات طولانی بود.

6. their aim was to help the poor
هدف آنها کمک به فقیران بود.

7. their airlines hop all over california
هواپیماهای آنها در سرتاسر کالیفرنیا پرواز می کند.

8. their argument became bitter
بحث آنها به تلخی گرایید.

9. their argument started to hot up
بحث آنها داشت داغ می شد.

10. their armies poured across europe
لشگرهای آنان سرتاسر اروپا را فرا گرفتند.

11. their armored divisions constituted an irresistible force
لشکرهای زرهی آنها نیرویی بود که در مقابل آن مقاومت بی فایده بود.

12. their army was ten thousand strong
ارتش آنان ده هزار نفره بود.

13. their assault was crushed
تازش آنان در هم شکسته شد.

14. their assistance is indispensable
کمک آنها ضروری است.

15. their attachment to the liberal wing
وابستگی آنان به جناح لیبرال

16. their attack was completely without justification
حمله ی آنها کاملا بدون عذر موجه بود.

17. their baby is quite a charmer
بچه ی آنها خیلی مامانی است.

18. their bathroom really smells
مستراح آنها واقعا بوی گند می دهد.

19. their behavior determined pari against going to their house again
رفتار آنان پری را مصمم کرد که دیگر به خانه ی آنها نرود.

20. their being seen
دیده شدن آنها

21. their beliefs are hateful to the majority of the people
عقاید آنان برای اکثر مردم انزجار انگیز است.

22. their betrothal took place last week
نامزدی آنها هفته پیش بود.

23. their bodies lay along the wall, stark and naked
اجساد آنان در راستای دیوار افتاده بود،سفت و سرد و عریان.

24. their book
کتاب آنها

25. their bookkeeping practices are quite archaic
روش دفترداری آنان بسیار قدیمی است.

26. their books were examined by a group of external auditors
دفاتر آنها توسط گروهی حسابرس مدعو مورد بررسی قرار گرفت.

27. their boos could be heard from afar
صدای هو کردن آنها از دور شنیده می شد.

28. their bravery will make history
شجاعت آنان در تاریخ خواهد آمد.

29. their breakaway left the party weakened
انشعاب آنان حزب را تضعیف کرد.

30. their breasts were laden with medals
سینه ی آنها (یا جلو اونیفورم آنها) پر از مدال بود.

31. their breathing misted up the windows
نفس کشیدن آنها پنجره ها را مه زده کرد.

32. their budding relationship came to an abrupt end
رابطه ی شکوفای آنها ناگهان قطع شد.

33. their budget is bottomless
بودجه ی آنها بی پایان است.

34. their business crashed
وضع کاسبی آنها یک باره خراب شد.

35. their business throve for a while and then peaked out
کاسبی آنها چند صباحی رونق داشت و سپس رو به کسادی گذاشت.

36. their capers also included armed robbery and picking pockets
بزهکاری آنها شامل سرقت مسلحانه و جیب بری هم شد.

37. their car broke down and it was towed to the repair shop
اتومبیل آنها خراب شد و آن را تا تعمیرگاه بکسل کردند.

38. their church has always sheltered the poor
کلیسای آنان همیشه به مسکینان پناه داده است.

39. their civilization began to decay
تمدن آنها رو به زوال نهاد.

40. their civilization was lost in a night of ignorance and superstitions
تمدن آنها در ظلمت جهل و خرافات فرو رفت.

41. their commercial demands became so imperious that the government had to act
خواسته های تجارتی آنان آنقدر تحکیم آمیز شد که دولت را مجبور به اقدام کرد.

42. their company has removed to kashan
شرکت آنها به کاشان تغییر مکان داده است.

43. their conflicts escalated and ended up in a destructive war
اختلافات آنها بالا گرفت و به جنگ ویرانگری منتهی شد.

44. their conspiracy to dishonor the manager boomeranged on themselves
تبانی آنها برای مفتضح کردن مدیر به ضرر خودشان تمام شد.

45. their conspiracy was discovered early on
توطئه ی آنها زود کشف شد.

46. their contention was that . . .
بحث آنها این بود که . . .

47. their conversation was frank and animated
مکالمه ی آنها رک و پر شور بود.

48. their conversation was nothing but froth
گفتگوی آنها چیزی جز یاوه سرایی نبود.

49. their correspondence lasted for many years
مکاتبه ی آنها سال ها ادامه داشت.

50. their counsel lasted two hours
کنکاش آنان دو ساعت طول کشید.

51. their courage gave them renown
دلاوری آنان آنها را مشهور کرد.

52. their courage has no match in history
دلاوری آنها در تاریخ نظیر ندارد.

53. their courtship lasted six months and ended in marriage
دوران نامزدی آنها شش ماه طول کشید و منجر به ازدواجشان شد.

54. their coverage of news is very biased
پوشش خبری آنها دارای جهت گیری شدیدی است.

55. their criticisms centered on foreign affairs
انتقادات آنها مربوط به امور خارجه بود.

56. their cruelty excited our disgust
سنگدلی آنان انزجار ما را برانگیخت.

57. their cruelty to animals was horrifying
ستم آنها نسبت به حیوانات تکان دهنده بود.

58. their cruise lasted five days
دریا گردی آنها پنج روز طول کشید.

59. their customs crystallized into law
رسوم آنها شکل قانون به خود گرفت.

60. their dearest wish
والاترین آرزوی آنها

61. their debts run into several millions
قروض آنان به چندین میلیون می رسد.

62. their decisions always carried weight
تصمیم های آنان همیشه از اهمیت برخوردار بود.

63. their dedication to the cause of world peace was praised
جانفشانی آنها در راه صلح جهانی مورد ستایش قرار گرفت.

64. their deeds yielded nothing but a harvest of shame and dishonor
اعمال آنان حاصلی جز شرم و بی آبرویی نداشت.

65. their deep-laid plans
نقشه های دقیق و پنهانی آنها

66. their defeat was final
شکست آنها قطعی بود.

67. their defeat was retrieved
شکست آنها جبران شد.

68. their defeat was total
شکست آنان کامل بود.

69. their deliverance from sin
رهایی آنان از گناه

70. their deplorable condition stirred universal pity
وضع اسفناک آنها ترحم همگان را برانگیخت.

مترادف ها

خودمانی (ضمير)
mine, her, his, theirs, its, my, ours, their, your

شان (ضمير)
their

خودشان (ضمير)
their, themselves, they

مال ایشان (ضمير)
their

مال انها (ضمير)
their

به انگلیسی

• belonging to them
you use their to indicate that something belongs or relates to people or things that have just been mentioned or whose identity is known.
you also use their to refer to people with titles.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیخودمانی، شان، خودشان، مال ایشان، مال انهامعانی متفرقهمال آنها، - آنها، - شان، - آنانبررسی کلمهصفت ( adjective ) • ( 1 ) تعریف: a possessive form of they; of or belonging to those ones alr ...جمله های نمونه1. their abominable disregard of human rights بی توجهی نفرت انگیز نسبت به حقوق بشر از جانب آنها ...مترادفخودمانی ( ضمیر ) mine, her, his, theirs, its, my, ours, their, your شان ( ضمیر ) their خودشان ...انگلیسی به انگلیسیbelonging to them you use their to indicate that something belongs or relates to people or things th ...
معنی their، مفهوم their، تعریف their، معرفی their، their چیست، their یعنی چی، their یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف t، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف t، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف t، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف t
کلمه بعدی: their bark is worse than their bite
اشتباه تایپی: فاثهق
آوا: /تهیر/
عکس their : در گوگل
معنی their

پیشنهاد کاربران

خودشان صفت مالکیت یا ملکی they
مال آنها
مال آنها , آنها، آنان
The bicycle riders are accident. Their hands are okay but their feet hurt
دوچرخه سواران تصادف کردند. دست های انها خوب است ولی پاهای انها درد میکند.
🚲🚲🚲🚲🚴‍♂️🚴‍♀️🚴
مال شان
مال آنها
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما