the spirit was willing

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• روحیه ام عالی بود، اما بدنم جواب نداد
• آرزویش را داشتم، اما توانش را نه
🔸 تعریف ها:
1. ( اصطلاحی – اصلی/طنزآمیز ) : این عبارت معمولاً به عنوان بخشی از ضرب المثل "The spirit is willing, but the flesh is weak" ( روح مشتاق است، اما تن ناتوان ) استفاده می شود. به این معنا که فرد علاقه و اشتیاق زیادی برای انجام کاری دارد، اما از نظر جسمی، انرژی یا توانایی انجام آن را ندارد.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال:
I wanted to go for a run, but after working all day, the spirit was willing, but the flesh was weak.
می خواستم برم دویدن، اما بعد از یه روز کامل کار، روحم آماده بود، ولی تنم ناتوان.
2. ( طنزآمیز – کمیک ) : گاهی برای موقعیت های طنزآمیز استفاده می شود که فرد قصد انجام کاری را دارد اما موانع فیزیکی یا عملی مانع می شوند.
مثال:
I tried to assemble the furniture myself, but the spirit was willing and the instructions were in Swedish.
سعی کردم خودم مبلمان را سرهم کنم، اما روحم آماده بود و دفترچه راهنما سوئدی بود!
3. ( دینی/تاریخی ) : ریشه در کتاب مقدس ( انجیل متی ۲۶:۴۱ ) دارد. در باغ جتسیمانی، عیسی به شاگردانش می گوید: "بیدار باشید و دعا کنید تا دچار وسوسه نشوید. روح مشتاق است، اما جسم ناتوان. "
مثال:
Jesus said to his disciples, "Watch and pray so that you will not fall into temptation. The spirit is willing, but
the flesh is weak. "
عیسی به شاگردانش گفت: "بیدار باشید و دعا کنید تا دچار وسوسه نشوید. روح مشتاق است، اما جسم ناتوان. "