🔸 معادل فارسی:
• اوضاع برای کسی رو به راه شد
• بخت با کسی یار شد
• کارها برای کسی جور شد
• راه برای کسی هموار شد
🔸 مثال ها:
( شغلی ) He had been job hunting for months with no luck. Then, out of nowhere, the lights turned green for him with three offers in one week.
... [مشاهده متن کامل]
ماه ها به دنبال کار می گشت و شانسی نداشت. بعد، ناگهان بخت با او یار شد و سه پیشنهاد در یک هفته گرفت.
( عاشقانه ) We kept meeting by chance – at the coffee shop, at the park, at a concert. Finally, when we both were single, the lights turned green for us.
مدام تصادفی همدیگر را می دیدیم – در کافی شاپ، در پارک، در یک کنسرت. سرانجام، وقتی هر دو مجرد بودیم، کارها برایمان جور شد.
( زندگی ) After years of struggling with health issues, the lights finally turned green for her and she began to recover.
پس از سال ها دست وپنجه نرم کردن با مشکلات سلامتی، سرانجام اوضاع برایش رو به راه شد و شروع به بهبودی کرد.
• اوضاع برای کسی رو به راه شد
• بخت با کسی یار شد
• کارها برای کسی جور شد
• راه برای کسی هموار شد
🔸 مثال ها:
( شغلی ) He had been job hunting for months with no luck. Then, out of nowhere, the lights turned green for him with three offers in one week.
... [مشاهده متن کامل]
ماه ها به دنبال کار می گشت و شانسی نداشت. بعد، ناگهان بخت با او یار شد و سه پیشنهاد در یک هفته گرفت.
( عاشقانه ) We kept meeting by chance – at the coffee shop, at the park, at a concert. Finally, when we both were single, the lights turned green for us.
مدام تصادفی همدیگر را می دیدیم – در کافی شاپ، در پارک، در یک کنسرت. سرانجام، وقتی هر دو مجرد بودیم، کارها برایمان جور شد.
( زندگی ) After years of struggling with health issues, the lights finally turned green for her and she began to recover.
پس از سال ها دست وپنجه نرم کردن با مشکلات سلامتی، سرانجام اوضاع برایش رو به راه شد و شروع به بهبودی کرد.