🔸 معادل فارسی:
• تنها و بی یاور ماندن
• طرد شدن از گروه، تنها ماندن ( آخرِ کار )
🔸 مثال ها:
• Everyone found a partner for the project, but guess who the cheese stands alone?
همه برای پروژه جفت پیدا کردند، حدس بزن کی تنها موند؟
... [مشاهده متن کامل]
• In the elimination game, the last person without a chair is the cheese stands alone.
در بازی حذفی، آخرین کسی که صندلی ندارد، بی یاور و تنهاست.
• When all my friends got married, I felt like the cheese stands alone.
وقتی همه ی دوستام ازدواج کردند، حسابی حس تنها موندن بهم دست داد.
• The boss asked for volunteers; nobody stepped up, so now the cheese stands alone ( meaning I have to do it myself ) .
رئیس داوطلب خواست؛ هیچکس جلو نیامد، پس حالا من تنها موندم ( یعنی باید خودم انجامش بدم ) .
• تنها و بی یاور ماندن
• طرد شدن از گروه، تنها ماندن ( آخرِ کار )
🔸 مثال ها:
همه برای پروژه جفت پیدا کردند، حدس بزن کی تنها موند؟
... [مشاهده متن کامل]
در بازی حذفی، آخرین کسی که صندلی ندارد، بی یاور و تنهاست.
وقتی همه ی دوستام ازدواج کردند، حسابی حس تنها موندن بهم دست داد.
رئیس داوطلب خواست؛ هیچکس جلو نیامد، پس حالا من تنها موندم ( یعنی باید خودم انجامش بدم ) .