the bottom line

پیشنهاد کاربران

1. در بحث و استدلال
به معنی نکته اصلی، خلاصه حرف، نتیجه نهایی، یا حرف آخر.
مثال: �The bottom line is, we can't trust him. �
ترجمه: �حرف آخر این است که نمی توانیم به او اعتماد کنیم. �
...
[مشاهده متن کامل]

۲. در کسب وکار و حسابداری
به معنی سود خالص یا زیان خالص ( خط آخر صورتحساب مالی که سود یا زیان نهایی را نشان می دهد ) .
مثال: �We need to increase our bottom line by 10% this year. �
ترجمه: �باید سود خالص خود را امسال ده درصد افزایش دهیم. �
۳. در تصمیم گیری و اولویت بندی
به معنی نکته قابل قبول نهایی، حداقل شرط قبولی، یا نقطه سر به سر.
مثال: �The bottom line for this job is a salary of $50, 000. �
ترجمه: �حداقل حقوق قابل قبول برای این شغل پنجاه هزار دلار است.

نکته اصلی
در یک کلام
نکته مهم
حد سودآوری
خط سود
اصل قضیه
جان کلام
the bottom line ~ the most important fact
ختم کلام
the bottom line is that watching football is cool
حتم کلام اینه که دیدن فوتبال باحاله