the blind leading the blind


کوری عصاکش کور دگر شود

پیشنهاد کاربران

🔸معادل فارسی:
• کوری عصا کش کوری دگر شود
• ( در مفهوم استعاری ) کسانی که خودشان بی صلاحیت یا ناآگاه هستند، دیگران را هم هدایت می کنند
• وضعیتی که در آن فرد یا گروهی نالایق، مسئولیت راهنمایی دیگران را بر عهده گرفته است
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• With no experienced managers left, it's become a case of the blind leading the blind.
با نبودِ مدیرانِ باتجربه، شرایط شده کوری عصا کش کوری دگر شود.
• Asking him to teach you math is the blind leading the blind – he failed the course himself.
از او بخواهی ریاضی یاد بگیری، یعنی کوری عصا کش کوری دگر شود– خودش در این درس مردود شده.
• The government is full of unqualified officials – it's the blind leading the blind.
دولت پر از مقاماتِ بی صلاحیت است – کوری عصا کش کوری دگر شود.
🔸نکته:
این اصطلاح ریشه در انجیل متی ( ۱۵:۱۴ ) دارد: "If the blind lead the blind, both will fall into a pit. " – �اگر نابینا، نابینا را راهنمایی کند، هر دو در گودال خواهند افتاد. �

used to describe a situation where a person who knows nothing is getting advice and help from another person who knows almost nothing
کوری عصاکش کور دگر شود