that would follow

پیشنهاد کاربران

🔸 تعریف ها:
1. ( منطقی/استنتاجی – اصلی ) : برای بیان نتیجه ای که به طور منطقی از یک فرض، قانون یا موقعیت قبلی ناشی می شود.
مثال: If he is her father, then that would follow that she is his daughter.
...
[مشاهده متن کامل]

اگر او پدرش باشد، پس این نتیجه اش می شود که او دختر اوست.
2. ( ادبی/روایی – نتیجه گیری ) : در داستان ها یا متون ادبی، برای اشاره به رویداد یا نتیجه ای که به طور طبیعی از آنچه قبلاً گفته شده ناشی می شود.
مثال: She refused to apologize, and all the consequences that would follow were on her head.
او عذرخواهی نکرد و تمام عواقبی که به دنبالش می آمد به گردن خودش بود.
3. ( محاوره – تأیید ضمنی ) : به عنوان پاسخی کوتاه برای تأیید این که چیزی منطقی و قابل انتظار است.
مثال: A: "He's been working 80 hours a week. " B: "That would follow that he's exhausted. "
الف: "هفته ای ۸۰ ساعت کار می کنه. " ب: "خب معلومه که پس خسته ست. "
4. ( حقوقی/قراردادی ) : برای اشاره به مفاد یا شرایطی که به طور خودکار از یک توافق ناشی می شوند.
مثال: If you breach the contract, the penalties that would follow are severe.
اگر قرارداد را نقض کنید، جریمه هایی که به دنبالش می آید شدید است.