عبارت "That was close" یعنی �چه نزدیک بود!� یا �نزدیک بود اتفاق بیفته!�
وقتی از این عبارت استفاده میکنیم که فاجعهای یا اتفاق بدی در آستانه رخ دادن بوده اما در لحظه آخر از آن جلوگیری شده. حس رهایی و ترس مختصر را منتقل میکند.
... [مشاهده متن کامل]
چند معادل دقیقتر فارسی:
� نزدیک بود ( سنگ بخوره به سنگ )
� جر خوردم / جر خوردیم ( عامیانه )
� چه باحال بود که نشد!
مثال:
� You almost dropped your phone in the water, but caught it. "Whoa! That was close!"
( نزدیک بود موبایل بیفته توی آب. وای! چه نزدیک بود! )
� You almost ran a red light but stopped just in time.
( نزدیک بود چراغ قرمز رو رد کنی. چه نزدیک بود! )
نکته: معنای تحتاللفظی ( "آن نزدیک بود" ) معنی اصلی را نمیرساند. این یک اصطلاح است. /از بیخ گوشمون گذشت
وقتی از این عبارت استفاده میکنیم که فاجعهای یا اتفاق بدی در آستانه رخ دادن بوده اما در لحظه آخر از آن جلوگیری شده. حس رهایی و ترس مختصر را منتقل میکند.
... [مشاهده متن کامل]
چند معادل دقیقتر فارسی:
� نزدیک بود ( سنگ بخوره به سنگ )
� جر خوردم / جر خوردیم ( عامیانه )
� چه باحال بود که نشد!
مثال:
( نزدیک بود موبایل بیفته توی آب. وای! چه نزدیک بود! )
( نزدیک بود چراغ قرمز رو رد کنی. چه نزدیک بود! )
نکته: معنای تحتاللفظی ( "آن نزدیک بود" ) معنی اصلی را نمیرساند. این یک اصطلاح است. /از بیخ گوشمون گذشت
نزدیک بودا
نزدیک بودااا
نزدیک بودا. . .