هم، همچنین، نیز.
به این مثال توجه کنید:
“Gertrude, if you don’t mind, I would like to know more about your husband. ”
“Well, that makes two of us. ”
گرترود، ببخشید جسارت می کنم، مایلم بیشتر درمورد همسرتون بدونم.
راستش، من هم مایلم.
به این مثال توجه کنید:
گرترود، ببخشید جسارت می کنم، مایلم بیشتر درمورد همسرتون بدونم.
راستش، من هم مایلم.
یعنی من هم هم عقیده ام با تو.
حالا شدیم دو تا ( هر دو تو یه موقعیت یا هم عقیده هستیم )
منم همینطور فکر/ احساس می کنم
منم همین طور. Me too. So do I
باهات موافقم.
باهات هم عقیده ام.
منم همین جور.
نظر منم همینه.
باهات هم عقیده ام.
منم همین جور.
نظر منم همینه.
به معنای من هم همینطور، موافقم با حرفت.
I love reading romantic books
that makes two of us
عاشق خواندن کتاب های عاشقانه هستم.
منم همینطور ( me too )
عاشق خواندن کتاب های عاشقانه هستم.
منم همینطور ( me too )