یه . . . حسابی!
یه . . . واقعاً بزرگ/خوب/بد!
چه . . . خیلی خوبی!
واقعاً . . . هست!
دو حالت کلی کاربرد:
۱. برای تعریف و تمجید ( چیز خوب ) :
"That's one hell of a car!"
... [مشاهده متن کامل]
"چه ماشین حسابی!" ( یعنی ماشین خیلی عالیای هست )
"She gave one hell of a performance. "
"یه اجرای واقعاً فوقالعاده داشت. "
۲. برای تأکید روی چیز بد یا سخت یا عجیب:
"That's a hell of a problem. "
"این یه مشکله واقعاً بزرگیه!"
"That's a hell of a thing to say. "
"این حرف خیلی عجیب/بدی بود که زدی!"
یه . . . واقعاً بزرگ/خوب/بد!
چه . . . خیلی خوبی!
واقعاً . . . هست!
دو حالت کلی کاربرد:
۱. برای تعریف و تمجید ( چیز خوب ) :
... [مشاهده متن کامل]
"چه ماشین حسابی!" ( یعنی ماشین خیلی عالیای هست )
"یه اجرای واقعاً فوقالعاده داشت. "
۲. برای تأکید روی چیز بد یا سخت یا عجیب:
"این یه مشکله واقعاً بزرگیه!"
"این حرف خیلی عجیب/بدی بود که زدی!"