that's a given

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• این یک امر قطعی است، این مسلم است
• این از قبل مشخص است، دیگر نیازی به گفتن ندارد
• این بدیهی است، این حتمی است
🔸 مثال ها:
That a healthy diet is important for children's growth is a given.
...
[مشاهده متن کامل]

این که رژیم غذایی سالم برای رشد کودکان مهم است، یک امر بدیهی است.
She'll complain about the weather. That's a given whenever we travel.
او از آب و هوا گله خواهد کرد. هر وقت سفر می رویم این یک امر قطعی است.
The hotel will be expensive during peak season; that's a given.
هتل در فصل اوج گران خواهد بود؛ این که مسلم است.
That's not a given ( شکل منفی آن )
معادل: این قطعی نیست، این قابل بحث است.
مثال: Victory is not a given; we still need to work hard.
پیروزی قطعی نیست؛ ما هنوز باید سخت کار کنیم.

واضحه ، مشخصه، شکی توش نیست
اینو دیگه همه می دونن
به معنی "That is an established fact" یا همون" اینکه واضحه، اینکه مشخصه" و اینجور معنی ها هست.
مثلا
طرف اول= آیا برای مصاحبه کاری باید رزومه ببرم؟
طرف دوم= اینکه واضحه ( that's a given ) باید ببری دگه
مسلما، قاطعا
جواب واضح است