🔸 معادل فارسی:
• همین بس است، دیگر کافی است
• تمام شد، همین
• ( در محیط کار یا خدمت ) دیگر چیزی نمی خواهم، می توانید بروید
• فقط همین، دیگر هیچ
🔸 مثال ها:
"I'll take these three shirts. That'll be all, thank you. "
... [مشاهده متن کامل]
این سه پیراهن را می خرم. همین، ممنون.
"The waitress asked, 'Anything else?' I said, 'That'll be all for now, but we might order dessert later. '"
پیشخدمت پرسید: چیز دیگری؟� گفتم: فعلاً همین بس است، اما شاید بعداً دسر سفارش دهیم.
"We've discussed everything on the agenda. That'll be all. You can return to your desk. "
همه موارد دستور جلسه را بحث کردیم. تمام شد. می توانید به میز کارتان برگردید.
"The sergeant handed the soldier his new assignment and said, 'That'll be all, dismissed. '"
گروهبان مأموریت جدید را به سرباز داد و گفت: همین. مرخص
"The agent solved my problem. I said, 'That'll be all, thank you for your help. '"
اپراتور مشکل من را حل کرد. گفتم: همین، ممنون از کمکتان.
• همین بس است، دیگر کافی است
• تمام شد، همین
• ( در محیط کار یا خدمت ) دیگر چیزی نمی خواهم، می توانید بروید
• فقط همین، دیگر هیچ
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
این سه پیراهن را می خرم. همین، ممنون.
پیشخدمت پرسید: چیز دیگری؟� گفتم: فعلاً همین بس است، اما شاید بعداً دسر سفارش دهیم.
همه موارد دستور جلسه را بحث کردیم. تمام شد. می توانید به میز کارتان برگردید.
گروهبان مأموریت جدید را به سرباز داد و گفت: همین. مرخص
اپراتور مشکل من را حل کرد. گفتم: همین، ممنون از کمکتان.
کافیه فعلا ( برای گزارش دادن در اداره ها )
همه ش همین
دیگه کاریتون ندارم می تونید برید