test the water


آزمودن، اکتشاف کردن، مزه ی دهن کسی را فهمیدن، (کاری را) به طور آزمایشی انجام دادن

پیشنهاد کاربران

اوضاع را خوب ورانداز کردن – شرایط را محک زدن – زمینه یابی کردن
You’d better test the water before committing yourself
بهتر است قبل از این که متعهد شوی اوضاع را خوب ورانداز کنی
تمام جوانب را در نظر گرفتن!
مزه دهن کسی را فهمیدن
نظر سنجی کردن، تلاش برای فهمیدن نظر افراد قبل از تصمیم به اجرای یک طرح
محک زدن، سروگوشی آب دادن، ارزیابی کردن