🔸 معادل فارسی:
• به هیچ کس گفتن / به کسی نگفتن ( در جملات منفی )
• با کسی در میان گذاشتن ( در جملات مثبت، معمولاً با منفی یا شرط )
• راز را فاش کردن / با کسی حرف زدن ( دربارهٔ موضوعی محرمانه )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( منفی ) "Promise me you won't tell a soul about this. "
به من قول بده که این را به هیچ کسی نخواهی گفت.
• ( منفی ) "I haven't told a soul about my plans to quit my job. "
من به هیچ کس دربارهٔ برنامه هایم برای ترک کار چیزی نگفته ام.
• ( شرطی ) "If you tell a soul, I'll deny everything. "
اگر این را به کسی بگویی، همه چیز را انکار می کنم.
• ( منفی - تأکید ) "She didn't tell a soul that she was moving to France. "
او به هیچ کس نگفت که به فرانسه نقل مکان می کند.
• به هیچ کس گفتن / به کسی نگفتن ( در جملات منفی )
• با کسی در میان گذاشتن ( در جملات مثبت، معمولاً با منفی یا شرط )
• راز را فاش کردن / با کسی حرف زدن ( دربارهٔ موضوعی محرمانه )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( منفی ) "Promise me you won't tell a soul about this. "
به من قول بده که این را به هیچ کسی نخواهی گفت.
• ( منفی ) "I haven't told a soul about my plans to quit my job. "
من به هیچ کس دربارهٔ برنامه هایم برای ترک کار چیزی نگفته ام.
• ( شرطی ) "If you tell a soul, I'll deny everything. "
اگر این را به کسی بگویی، همه چیز را انکار می کنم.
• ( منفی - تأکید ) "She didn't tell a soul that she was moving to France. "
او به هیچ کس نگفت که به فرانسه نقل مکان می کند.