tear one's hair out

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) از شدت ناراحتی یا عصبانیت موهای خود را کندن ( کنایه از شدت ناامیدی )
• عصبانی شدن شدید، از کوره در رفتن
• ( طعنه آمیز ) حرص خوردن، عذاب کشیدن ( برای حل یک مشکل )
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"I've been tearing my hair out trying to figure out why my phone won't turn on. "
داشتم حرص می خوردم تا بفهمم چرا گوشی من روشن نمی شود.
"The endless traffic jams in this city make me tear my hair out. "
ترافیک های بی پایان این شهر مرا به جنون می کشاند ( از شدت عصبانیت موهایم را می کنم ) .
"She was tearing her hair out over the wedding arrangements. "
او داشت از کوره در می رفت به دلیل هماهنگی های عروسی.

feel extreme desperation
To be really worried/anxious about something
خودتو کچل کنی
خیلی دلواپس بشی
مضطرب بشی و عصبی
My brother tore up my presentation and I tore my hair out
خیلی دلواپس ، نگران یا نا امید یا مضطرب شدن درمورد چیزی ( معمولا در حالت استمراری به کار میره )