teach one's grandmother to suck eggs


کوشش به تعلیم دادن کسی که خودش استادکار است
شبکه مترجمین ایران

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهکوشش به تعلیم دادن کسی که خودش استادکار ...
معنی teach one's grandmother to suck eggs، مفهوم teach one's grandmother to suck eggs، تعریف teach one's grandmother to suck eggs، معرفی teach one's grandmother to suck eggs، teach one's grandmother to suck eggs چیست، teach one's grandmother to suck eggs یعنی چی، teach one's grandmother to suck eggs یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف t، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف t
کلمه بعدی: teach someone a lesson
اشتباه تایپی: فثشزا خدث'س لقشدیئخفاثق فخ سعزن ثللس
آوا: /تیچ انئس گرندمتهر تو ساک اگگس/
عکس teach one's grandmother to suck eggs : در گوگل
معنی teach one

پیشنهاد کاربران

به لقمان حکمت آموختن، شخصی آزموده تر از خود را پند دادن
It means you can’t tell your elders anything they don’t know already
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما