tar with the same brush

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با یک چوب راندن، با یک شاخص اندازه گرفتن
• یکسان قلمداد کردن ( بدون توجه به تفاوت ها )
• همه را به یک چشم دیدن ( معمولاً منفی )
• به یک جرم، همه را محکوم کردن
• سیاه نمایی کردن ( به طور کلی و بدون استثنا )
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
"Just because one politician is corrupt doesn't mean you should tar them all with the same brush. "
→ فقط چون یک سیاستمدار فاسد است، نباید همه را با یک چوب برانی / همه را به یک چشم ببینی.
"Critics often tar the entire genre with the same brush, ignoring its masterpieces. "
→ منتقدان اغلب تمام ژانر را یکسان قلمداد می کنند و شاهکارهایش را نادیده می گیرند.
"After one intern made a mistake, the boss tarred all the new hires with the same brush. "
→ بعد از اینکه یک کارآموز اشتباه کرد، رئیس همه کارمندان جدید را با یک شاخص اندازه گرفت / به همه بدبین شد.