tangible step

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• اقدام ملموس / گام عملی
• ( در کاربرد سیاسی و مدیریتی ) اقدامی که نتیجه ی آن قابل مشاهده و اندازه گیری است
• ( در کاربرد روزمره ) کاری که تأثیر واقعی و قابل لمسی دارد
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

The peace talks require tangible steps, not just promises.
مذاکرات صلح نیازمند اقدامات ملموس است، نه فقط وعده ها.
The government took tangible steps to reduce inflation.
دولت اقدامات عملی و ملموسی برای کاهش تورم انجام داد.
The company’s investment in new technology is a tangible step towards growth.
سرمایه گذاری شرکت در فناوری جدید، یک گام عملی به سمت رشد است.