tampon

/ˈtæmpan//ˈtæmpan/

معنی: تامپون، پنبه قاعدگی، با کهنه گرفتن
معانی دیگر: (توده ی پنبه و غیره که در سوراخ بدن یا زخم می گذارند تا خون و غیره را جذب کند) فتیله، تپانه، توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی، باکهنه گرفتن سورا، پنبه یا کهنه قاعدگی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a plug of absorbent cotton or other material inserted into a bodily opening or wound to absorb the flow of blood or other secretions, esp. a commercially manufactured one for absorbing menstrual flow.

جمله های نمونه

1. Can my daughter, who started her periods, use tampons?
[ترجمه Vida] ایا دختر من که دوره قاعدگی اش شروع شده، میتواند از نوار بهداشتی استفاده کند؟
|
[ترجمه ترگمان]میتونم دخترم، که periods رو شروع کرده از نواربهداشتی استفاده کنه؟
[ترجمه گوگل]آیا دخترم که دوره هایش را شروع کرد، از تامپون استفاده می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Viscose rayon is commonly used in tampons because it is highly absorbent and can be compressed for use in slimmer tampons.
[ترجمه ترگمان]Viscose rayon معمولا در tampons به کار می رود زیرا به شدت جاذب است و می تواند برای استفاده در tampons slimmer فشرده شود
[ترجمه گوگل]Rayon ویسکوز معمولا در تامپون ها استفاده می شود، زیرا بسیار جذب کننده است و می تواند برای استفاده در تامپون های باریک فشرده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Gamble marketed the Rely tampon in the 1970s.
[ترجمه ترگمان]گمبل در دهه ۱۹۷۰ Rely Rely را به بازار عرضه کرد
[ترجمه گوگل]گمبل تامپون معتاد را در دهه 1970 به بازار عرضه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. No woman should wear a tampon for more than eight hours.
[ترجمه ترگمان]هیچ زنی نباید نواربهداشتی بیشتر از هشت ساعت بپوشه
[ترجمه گوگل]هیچ زن نباید بیش از هشت ساعت لباس تامپون بپوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Tampons that play the Hollyoaks theme tune when inserted?
[ترجمه ترگمان]نواربهداشتی که وقتی وارد شد آهنگ \"Hollyoaks\" رو پخش کنی؟
[ترجمه گوگل]تامپون هایی که لحن Hollyoaks را در هنگام پخش وارد می کنند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The new tampon, called Naturals, was launched in March.
[ترجمه ترگمان]The جدید به نام Naturals در ماه مارس راه اندازی شد
[ترجمه گوگل]تامپون جدید، به نام Naturals، در ماه مارس راه اندازی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I suppose there may even be tampon dispensers at the ready.
[ترجمه ترگمان]فکر کنم حتی \"تامپون\" هم تو قسمت آماده باشه
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم حتی ممکن است تامپون تانک هم آماده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Other widely used tampons produced by Tambrands and other companies are made with absorbent viscose rayon and cotton.
[ترجمه ترگمان]سایر tampons که به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرند، توسط Tambrands تولید می شوند و سایر شرکت ها با جاذب viscose rayon و پنبه ساخته می شوند
[ترجمه گوگل]دیگر تامپون های تولید شده توسط Tambrands و دیگر شرکت های تولیدی با ویسکوز جذبی و پنبه ساخته می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Rob Small rides the winter Cornish surf; holy tampons in the water!
[ترجمه ترگمان]راب کوچک برای موج سواری در زمستان، آب مقدس در آب!
[ترجمه گوگل]راب کوچک سواری در زمستان Cornish گشت و گذار؛ تامپون مقدس در آب!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Tampons were not allowed, being considered unsuitable for unmarried girls.
[ترجمه ترگمان]Tampons اجازه نداشتند که در مورد دختران بی شوهر فکر کنند
[ترجمه گوگل]تامپون ها مجاز نیستند، که برای دختران متاهل مناسب نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Having said this, millions of women use tampons and the majority keep them in at night.
[ترجمه ترگمان]با گفتن این مطلب، میلیون ها زن از tampons استفاده می کنند و اکثریت آن ها را در شب نگه می دارند
[ترجمه گوگل]گفته می شود میلیون ها زن از تامپون ها استفاده می کنند و اکثریت آنها را در شب می گذرانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Also avoid the use of vaginal deodorants, tampons and bleached sanitary towels.
[ترجمه ترگمان]هم چنین از استفاده از deodorants واژینال، tampons و حوله بهداشتی اجتناب کنید
[ترجمه گوگل]همچنین از دئودورانت های واژن، تامپون ها و حوله های بهداشتی سفید شده اجتناب کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. So what about sanitary towels and tampons: bleached products that also come into intimate contact with the human body?
[ترجمه ترگمان]بنابراین چه چیزی در مورد حوله ها و محصولات بهداشتی وجود دارد: محصولاتی که با بدن انسان ارتباط نزدیکی دارند؟
[ترجمه گوگل]پس چه چیزی در مورد حوله های بهداشتی و تامپون محصولات سفید شده که به تماس های صمیمانه با بدن انسان می آیند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She did not regularly use tampons and was not menstruating at the time of admission.
[ترجمه ترگمان]او به طور منظم از tampons استفاده نمی کرد و در زمان پذیرش در زمان اعتراف به قاعدگی دست نیافته بود
[ترجمه گوگل]او تامپون ها را به طور منظم مصرف نکرد و در زمان پذیرش قاعدگی نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تامپون (اسم)
tampon

پنبه قاعدگی (اسم)
tampon

با کهنه گرفتن (فعل)
tampon

به انگلیسی

• absorbent roll of material placed in a wound or body cavity to stop a flow of blood; narrow roll of cotton or other material used to absorb menstrual flow
a tampon is a firm piece of cotton wool that a woman puts inside her vagina to absorb menstrual blood.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیتامپون، پنبه قاعدگی، با کهنه گرفتنمعانی متفرقه( توده ی پنبه و غیره که در سوراخ بدن یا ز ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a plug of absorbent cotton or other material inserted into a bodily op ...جمله های نمونه1. Can my daughter, who started her periods, use tampons? [ترجمه Vida ] ایا دختر من که دوره ق ...مترادفتامپون (اسم) tampon پنبه قاعدگی (اسم) tampon با کهنه گرفتن (فعل) tamponانگلیسی به انگلیسیabsorbent roll of material placed in a wound or body cavity to stop a flow of blood; narrow roll of ...
معنی tampon، مفهوم tampon، تعریف tampon، معرفی tampon، tampon چیست، tampon یعنی چی، tampon یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف t، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف t، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف t، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف t
کلمه بعدی: tamponade
اشتباه تایپی: فشئحخد
آوا: /تامپون/
عکس tampon : در گوگل
معنی tampon

پیشنهاد کاربران

نوار بهداشتی
تمپان ( تلفظ دقیق تر، �تمپان� است، البته در فارسی بیشتر �تامپون� آوانویسی شده. تمپان با نوار بهداشتی فرق دارد )
tampon ( حمل‏ونقل ریلی )
واژه مصوب: ضربه‏گیر 3
تعریف: وسیله‏ای در دو سر واگن یا لوکوموتیو که با مستهلک کردن انرژی ضربه‏ای قطار، در هنگام حرکت یا عملیات تنظیم، از صدمه دیدن واگن ها و لوکوموتیوها جلوگیری کند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما