tall frame

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• قامت بلند / اندام بلند
• هیکل بلند / قد بلند
• بدن بلند و باریک / اسکلت بلند
• اندام کشیده و بلند
🔸 مثال ها:
• He had a tall frame and a gentle manner.
او قامت بلندی داشت و رفتاری ملایم.
...
[مشاهده متن کامل]

• Her tall frame made her stand out in the crowd.
قامت بلندش او را در میان جمعیت متمایز می کرد.
• The tall frame of the basketball player was a natural advantage.
هیکل بلند آن بسکتبالیست یک مزیت طبیعی بود.