🔸 معادل فارسی:
• ( عامیانه ) زبان باز بودن، فوق العاده در قانع کردن دیگران مهارت داشتن
• قدرت متقاعدسازی خارق العاده داشتن
• ( طنزآمیز ) حتی از خسیس ترین آدم هم پول درآوردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
"That salesman could talk a Scotsman out of a penny. He convinced me to buy a car I didn't even need!"
آن فروشنده واقعاً زبان بازه ( حتّی از یک اسکاتلندی هم پول درمی آورد ) . من رو قانع کرد ماشینی رو بخرم که حتّی بهش نیاز نداشتم!
"You need a good lawyer who can talk a Scotsman out of a penny to win this case. "
برای بردن این پرونده به یک وکیل خیلی خوب نیاز داری که زبان باز باشه.
"If anyone can get him to agree, she can. She could talk a Scotsman out of a penny. "
اگر کسی بتونه راضیش کنه، اونه. اون واقعاً در قانع کردن دیگران استاده.
• ( عامیانه ) زبان باز بودن، فوق العاده در قانع کردن دیگران مهارت داشتن
• قدرت متقاعدسازی خارق العاده داشتن
• ( طنزآمیز ) حتی از خسیس ترین آدم هم پول درآوردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آن فروشنده واقعاً زبان بازه ( حتّی از یک اسکاتلندی هم پول درمی آورد ) . من رو قانع کرد ماشینی رو بخرم که حتّی بهش نیاز نداشتم!
برای بردن این پرونده به یک وکیل خیلی خوب نیاز داری که زبان باز باشه.
اگر کسی بتونه راضیش کنه، اونه. اون واقعاً در قانع کردن دیگران استاده.