🔸 معادل فارسی:
• با کلی شک و تردید پذیرفتن
• با انبوهی از تردید قبول کردن
• اصلاً باور نکردن
🔸 مثال ها:
( شکاکانه ) Anything that politician says should be taken with a heaping pile of salt.
... [مشاهده متن کامل]
هر چی اون سیاستمدار می گه رو باید با کلی شک و تردید قبول کرد.
( طنز ) He claims he can speak ten languages. I'd take that with a heaping pile of salt.
ادعا می کنه می تونه به ده تا زبان حرف بزنه. من که با کلی شک قبولش می کنم.
( اینترنت ) Online reviews are helpful, but you have to take them with a heaping pile of salt.
نظرات آنلاین مفیدند، ولی باید با کلی تردید قبولشون کنی.
( روزمره ) If my brother says he'll pay you back, take it with a heaping pile of salt.
اگه برادرم گفت پولتو پس می ده، اصلاً باور نکن.
• با کلی شک و تردید پذیرفتن
• با انبوهی از تردید قبول کردن
• اصلاً باور نکردن
🔸 مثال ها:
( شکاکانه ) Anything that politician says should be taken with a heaping pile of salt.
... [مشاهده متن کامل]
هر چی اون سیاستمدار می گه رو باید با کلی شک و تردید قبول کرد.
( طنز ) He claims he can speak ten languages. I'd take that with a heaping pile of salt.
ادعا می کنه می تونه به ده تا زبان حرف بزنه. من که با کلی شک قبولش می کنم.
( اینترنت ) Online reviews are helpful, but you have to take them with a heaping pile of salt.
نظرات آنلاین مفیدند، ولی باید با کلی تردید قبولشون کنی.
( روزمره ) If my brother says he'll pay you back, take it with a heaping pile of salt.
اگه برادرم گفت پولتو پس می ده، اصلاً باور نکن.