ناامید کردن کسی، باد غرورش را خواباندن، هیجان یا اعتمادبه نفس کسی را گرفتن.
ریشه اش از کشتی رانی می آید؛ وقتی باد از بادبان کشتی گرفته شود، کشتی حرکتش کند یا متوقف می شود. استعاره اش یعنی انرژی و انگیزه ی طرف را گرفتن.
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
1️⃣ His criticism really took the wind out of my sails – انتقادش واقعاً ذوق و اعتمادبه نفسم را گرفت.
2️⃣ The unexpected loss took the wind out of the team’s sails – آن باخت غیرمنتظره روحیه تیم را خواباند.
3️⃣ Her calm response took the wind out of his argument – جواب آرام او، تندی و قدرت بحثش را خنثی کرد.
ریشه اش از کشتی رانی می آید؛ وقتی باد از بادبان کشتی گرفته شود، کشتی حرکتش کند یا متوقف می شود. استعاره اش یعنی انرژی و انگیزه ی طرف را گرفتن.
... [مشاهده متن کامل]
مثال ها:
1️⃣ His criticism really took the wind out of my sails – انتقادش واقعاً ذوق و اعتمادبه نفسم را گرفت.
2️⃣ The unexpected loss took the wind out of the team’s sails – آن باخت غیرمنتظره روحیه تیم را خواباند.
3️⃣ Her calm response took the wind out of his argument – جواب آرام او، تندی و قدرت بحثش را خنثی کرد.
کسی رو دلسرد کردن، انگیزه رو از کسی گرفتن، حال کسی رو گرفتن
I was so excited about my idea, but his comment really took the wind out of my sails.
خیلی برای ایده ام هیجان داشتم، ولی حرفش انگیزه رو ازم گرفت.
خیلی برای ایده ام هیجان داشتم، ولی حرفش انگیزه رو ازم گرفت.
( محاوره ) روی کسی را کم کردن، کسی را سر جای خودش نشاندن، باد کسی را خالی کردن
تو ذوق کسی زدن