take the shine off

پیشنهاد کاربران

کم رنگ کردن، از ارزش انداختن، یا خوش رنگی چیزی رو از بین بردن.
مثال ها
The bad reviews took the shine off the movie's success.
نقدهای بد، درخشش موفقیت فیلم رو از بین برد.
His scandal took the shine off his political career.
رسوایی اش، درخشش دوران سیاسی اش رو خراب کرد.
To do something that diminishes a positive event
شیرینی چیزی را تلخ کردن