🔸 معادل فارسی:
• کسی را از سر راه برداشتن
• از پا درآوردن، خنثی کردن
• خلاص شدن از دست کسی ( اغلب همراه با خشونت )
🔸 مثال ها:
The rival company tried to take us off our clock with their new product, but we fought back.
... [مشاهده متن کامل]
شرکت رقیب سعی کرد با محصول جدیدشان ما را از دور خارج کند، اما ما مقابله کردیم.
The veteran fighter took the young challenger off his clock in the first round.
مبارز باتجربه در راند اول، حریف جوان را از پا درآورد.
• کسی را از سر راه برداشتن
• از پا درآوردن، خنثی کردن
• خلاص شدن از دست کسی ( اغلب همراه با خشونت )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
شرکت رقیب سعی کرد با محصول جدیدشان ما را از دور خارج کند، اما ما مقابله کردیم.
مبارز باتجربه در راند اول، حریف جوان را از پا درآورد.