take someone at one's word

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• حرف کسی را باور کردن، به حرفش اعتماد کردن
• بدون مدرک و سند قبول کردن حرف طرف
• سر حرف کسی حساب کردن، جدی گرفتن قولش
• بدون شک و تردید به گفته اش عمل کردن
🔸 مثال ها:
� "He said he would help, so I took him at his word. "
...
[مشاهده متن کامل]

گفت کمک می کنه، پس حرفش رو باور کردم و حساب کردم.
� "I took her at her word when she promised to keep it secret. "
وقتی قول داد راز رو نگه داره، بدون شک حرفش رو قبول کردم.
� "Don't take him at his word — he often exaggerates. "
حرفش رو جدی نگیر — معمولاً اغراق می کنه.
� "The manager took the employee at his word and didn't check the report. "
مدیر به حرف کارمند اعتماد کرد و گزارش رو چک نکرد.

📚 مترادف: take someone's word for it
🖊 توضیح: to believe that what someone says is true.
حرف کسی رو باور کردن
✅️ مثال: If he says there's $500 in the envelope, then I'll take his word for it.
اگر بگه توی پاکت نامه ۵۰۰ دلار پول هست، حرفش برام سنده! ( حرفش رو باور میکنم )