take someone's breath away

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• "The view from the mountaintop was so beautiful it took my breath away. "
منظره از بالای کوه آنقدر زیبا بود که نفس را در سینه ام حبس کرد.
• "His proposal completely took her breath away. "
...
[مشاهده متن کامل]

پیشنهاد ازدواج او کاملاً او را شگفت زده کرد.
• "The sheer scale of the ancient ruins took our breath away. "
وسعت عظیم ویرانه های باستانی نفس ما را گرفت ( ما را شگفت زده کرد ) .

از شدت تعجب یا زیبایی نفس کسی را بند آور ن ( شوکه کردن )
نفس کسی را بردن