🔸 معادل فارسی:
• پناه بردن به / پناه گرفتن در
• به چیزی روی آوردن برای آرامش
• در چیزی پناه جستن
• به دامان چیزی پناه بردن
🔸 مثال ها:
• She took refuge in her music after the loss.
... [مشاهده متن کامل]
او پس از آن فقدان، به موسیقی اش پناه برد.
• They took refuge in a nearby church during the storm.
آن ها در طول طوفان به کلیسایی نزدیک پناه بردند.
• He took refuge in denial to avoid facing the truth.
او برای فرار از حقیقت، به انکار پناه برد.
• پناه بردن به / پناه گرفتن در
• به چیزی روی آوردن برای آرامش
• در چیزی پناه جستن
• به دامان چیزی پناه بردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او پس از آن فقدان، به موسیقی اش پناه برد.
آن ها در طول طوفان به کلیسایی نزدیک پناه بردند.
او برای فرار از حقیقت، به انکار پناه برد.
پناه بردن به
پناهنده شدن
مخفی شدن در جایی یا چیزی
Hide in
پناه بردن/دادن
to hide in sth
to seek safety or the comfort of being safe in sth