انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 نکته:
تفاوت این اصطلاح با Suicide، Kill Oneself، و End One's Life:
• Suicide به معنای خودکشی است و مستقیم، بالینی، و خنثی است؛ اما می تواند سرد و قضاوت آمیز به نظر برسد، در حالی که take one's own life ملایم تر و محترمانه تر است.
... [مشاهده متن کامل]
• Kill Oneself به معنای خود را کشتن است و مستقیم تر و غیررسمی تر از take one's own life است؛ اما می تواند بار خشونت آمیز و خودسرزنش گرانه داشته باشد.
• End One's Life به معنای به زندگی خود پایان دادن است و نزدیک ترین معادل به take one's own life است؛ تقریباً هم معنا، اما end one's life کمی رسمی تر و ادبی تر است.
• Take One's Own Life اما ترکیبی از خودکشی، احترام، و ملایمت را می رساند و به همین دلیل در بافت های خبری و رسمی واژه ی دقیقی است — یعنی بیان یک واقعیت تلخ، بدون قضاوت و با احترام به حساسیت موضوع.
تفاوت این اصطلاح با Suicide، Kill Oneself، و End One's Life:
• Suicide به معنای خودکشی است و مستقیم، بالینی، و خنثی است؛ اما می تواند سرد و قضاوت آمیز به نظر برسد، در حالی که take one's own life ملایم تر و محترمانه تر است.
... [مشاهده متن کامل]
• Kill Oneself به معنای خود را کشتن است و مستقیم تر و غیررسمی تر از take one's own life است؛ اما می تواند بار خشونت آمیز و خودسرزنش گرانه داشته باشد.
• End One's Life به معنای به زندگی خود پایان دادن است و نزدیک ترین معادل به take one's own life است؛ تقریباً هم معنا، اما end one's life کمی رسمی تر و ادبی تر است.
• Take One's Own Life اما ترکیبی از خودکشی، احترام، و ملایمت را می رساند و به همین دلیل در بافت های خبری و رسمی واژه ی دقیقی است — یعنی بیان یک واقعیت تلخ، بدون قضاوت و با احترام به حساسیت موضوع.
🔸 معادل فارسی:
• خودکشی کردن / جان خود را گرفتن
• به زندگی خود پایان دادن / خود را کشتن
• دست به خودکشی زدن / انتحار کردن
🔸 مثال ها:
• He took his own life after years of depression.
... [مشاهده متن کامل]
او پس از سال ها افسردگی، خودکشی کرد.
• The report says she took her own life while in custody.
آن گزارش می گوید او در بازداشت خودکشی کرده است.
• If you or someone you know is thinking about taking their own life, please seek help.
اگر شما یا کسی که می شناسید به خودکشی فکر می کند، لطفاً کمک بگیرید.
• خودکشی کردن / جان خود را گرفتن
• به زندگی خود پایان دادن / خود را کشتن
• دست به خودکشی زدن / انتحار کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او پس از سال ها افسردگی، خودکشی کرد.
آن گزارش می گوید او در بازداشت خودکشی کرده است.
اگر شما یا کسی که می شناسید به خودکشی فکر می کند، لطفاً کمک بگیرید.
خودکشی کردن