take life

پیشنهاد کاربران

phrasal verb برای kill هست.
لحنش هم کمی ملایم تر از kill هست.
جان گرفتن، از زندگی خلاص شدن
to kill
بار زندکی را بر دوش کشیدن
کشتن
took his own life: خودش رو کشت / جون خودش رو گرفت